تبليغاتX
دانایی توانایی است
فناوری اطلاعان، کارآفرینی، مدیریت، آینده شناسی
مدتی زیادی است که قرار است خیابان دانشگاه بهسازی و آسفالت شود. در دوره شهردار قبل طرحی اجرایی شد که مدت ها به طول انجامید، سنگ جدول خیابان نصب شد ولی با عوض شدن شهردار طراحی پروژه تغییر کرد و طرح جدیدی اجرایی شد. هر چند طرح جدید طرح بهتری است،(البته می توانست از یان هم بهتر باشد!!!) ولی در گیر و دار اجرا اتفاقات خودمانی زیادی به وقوع پیوست که بیان آن خالی از لطف نیست!!!

چندین بار مشاهده می شد مردم بدون توجه و اطلاع از وضعیت خیابان وارد خیابان می شدند و در وسط خیابان با خیابانی مسدود مواجه می شدند!!! روزی برای این که در دام مسدود بودن خیابان نیافتم به انتهای خیابان از مسیر خواجه ها رفتم و ناباورانه دیدم خیابان از انتها هم مسدود است!!! و ناچارا برگشتم از کوچه های عجیب و غریب و پیچ در پیچ خواجه ها گشتم تا مسیر میانه ای را یافتم و توانستم به خانه برسم!!!

روز دیگری از مجتمع دانشگاه خارج شدم دیدم ماشین های سنگین شهرداری خیابان را از دو سمت شمالی و جنوبی به طور کامل بسته اند  و هیچ  امکانی برای استفاده از وسیله نقلیه نیست!!!

به راننده لودر گفتم چرا اینگونه خاک ها را جمع کرده اید؟ بهتر نبود بخشی از خیابان یا حد اقل یک سر خیابان باز می گذاشتید تا مردم زندگی اشان مختل نشود؟

با لحن توهین آمیزی جواب داد خیابان آسفالت می خواد بشه و شما ناراحتی؟! برو به استانداری بگو به ما چه ربطی داره؟ ما پیمانکاریم! گفتم شما به عنوان پیمانکار نمی تونید طوری کار کنید که مردم اذیت نشوند؟!!

خلاصه فایده ای نداشت و ظاهرا دلیل قانع کننده ای است!!

راننده از من پرسید کجایی هستی؟ گفتم بوشهری! همین شهر! تعجب کرد!! و اصلا حاضر نبود باور کند. چون ظاهرا یک بوشهری نباید اعتراض کند!!! این یک ویژگی و مشخصه تعیین کننده است!!!

بعدش هم دوستش اومد بهش گفت این می خواهد اذیت کند!! تو برو کارت بکن! کاری هم به این کارها نداشته باش!!!

گذشت تا امروز!! یا بهتر بگویم امشب!! رفتم که برای انجام کاری بیرون بروم. دیدم هر دو ورودی مجتمع دانشگاه بسته شده و امکان خروج به هیچ وجه وجود ندارد!!! جلوی پل ورودی مجتمع خاک برداری کرده اند و سطح مجتمع با خیابان ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتر فاصله دارد!!! همکاران را دیدم که خودرو خود را روشن کردند و رفتند بدون اطلاع از این که راهی برای خروج ندارند!! کاری که با اندکی خاک ریزی می توانست باز باشد و هیچ کسی هم دچار مشکل نشود.

به راستی چرا این گونه کار می کنیم؟!! به نظر من تنها یک پاسخ دارد: "هیچ احترامی برای حق و حقوق دیگران قایل نیستیم" و به همین دلیل اصلا به مشکلات آنان توجه نمی کنیم. و من امشب نگرانم که نکند در تاریکی کسی متوجه مشکلات خیابان نشود و خدای نکرده دچار سانحه شود!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 21:20  توسط مصلح  | 

چند هفته پیش تعدادی از دانشجویان بردخونی مراسم گرامیداشت و تجلیلی از همکار و دوست خوبمان جناب آقای دکتر دانایی فرد برگزار کردند. ایشان عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس (گروه مدیریت) و از نویسندگان و مترجمین شاخص کتب تخصصی مدیریت است. ایشان بیش از ۵۰ مقاله علمی در زمینه های مدیریتی در مجلات معتبر علمی به چاپ رسانده اند.

دولتی ها مشارکت کمی در برنامه داشتند و این برای بنده که تجربه هایی در این زمینه داشتم، ابتدا طبیعی به نظر می رسید، و چندان هم ناراحت کننده نبود و خیلی وقت ها هم به خاطر دولتی نشدن محافل علمی و مردمی بودن آن از نبود اقایان دولتی خوشحال هم می شویم و اما با اندکی تامل و نشستن پای سخنان دانشجویان روشن شد که مراسم به صورت جالبی!! از سوی مسوولین دولتی تحریم شده است!!!!! به گونه ای که به همه مسولین گفته شده بود نباید در مراسم شرکت کنند!!! و به همین دلیل هم شرکت نکردند.

هر چه فکر کردم چرا و با چه توجیهی چنین کاری باید صورت گیرد چیزی به ذهنم نرسید، ولی ظاهرا بعضی آقایان مسوول به تصور خودشان ابتدا باید برای افراد دیگری این مراسم برگزار شود و به همین دلیل از برگزاری مراسم جلوگیری و مخالفت کرده بودند. به هر حال جالب بود و ناراحت کننده!!!!

و این هم شمه ای بود از نخبه پروری ما مردمان و دولتی ها!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 10:38  توسط مصلح  | 

بررسی های اجتماعی و روانشناسی سطح افسردگی را در جامعه ایران بالا ارزیابی می کنند. برخی مطالعات تا ۸۰ درصد افسردگی را گزارش کرده اند. وضعیت تفریحات، ساختارهای اجتماعی و سیاسی  از عوامل تعیین کننده این میزان افسردگی در جامعه است.

تشخیص و قضاوت در باره این وضعیت جامعه چندان مشکل نیست. مقایسه سطح نشاط و روحیه مردم ما با سایر جوامع برای کسانی که به کشورهای مختلف مسافرت کرده اند، چنین ادعایی را براحتی تایید می کند.

البته سطح توسعه یافتگی جوامع و تاثیر آن بر سهم هزینه تفریحات و گردشگری در این زمینه تعیین کننده است. اما ویژگی های فرهنگی، ساختارهای سیاسی و اجتماعی نیز در این زمینه تاثیر می گذارند.

در شرایط کنونی و با شرایط ایجاد شده برای بنزین از سویی و ساختار مشکل دار حمل و نقل شهری و بین شهری به نظر می رسد وضعیت افسردگی در جامعه حادتر و شدیدتر خواهد شد.

در نتیجه محدودیت تامین بنزین امکان رفتن به تفریحات در طول روز و یا در تعطیلات کاهش خواهد یافت. و به طور جدی میزان تفریحات و گردش گری و هزینه های مربوطه در جامعه مجددا کاهش خواهد یافت و سطح افسردگی جامعه نیز افزایش خواهد یافت.

می توان نتیجه گرفت با اوضاع کنونی جامعه می توان شاهد افزایش سطح افسردگی در جامعه بود. حال ایا هزینه افزایش افسردگی در جامعه و تبعات بهداشتی و سلامتی آن را در برنامه ریزی های کشور لحاظ شده است؟؟؟!!!!

اگر هفته ای سه روز بخواهید خود یا هر یک از اعضای خانواده را به باشگاه ورزشی ببرید چگونه امکان پذیر است؟

بخواهید روزهای تعطیلی هفته را به یک مسافرت یک روزه یا دوروزه بروید چگونه می روید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 18:28  توسط مصلح  |