تبليغاتX
دانایی توانایی است
فناوری اطلاعان، کارآفرینی، مدیریت، آینده شناسی
بر اساس آخرین جلسه ای در دانشگاه خلیج فارس و استانداری بوشهر برگزار شد، قرار شد مسوولیت راه اندازی پارک به دانشگاه واگذار شود. توافقاتی با وزارت نفت برای تامین اعتبارات ساخت پارک علم و فناوری خلیج فارس توسط وزارت نفت صورت گرفته و قرار است جلساتی با وزارت علوم برای هماهنگی برگزار بشه. امیدوارم ماجرای پارک علم و فناوری در بوشهر به نتیجه برسه و سروسامانی پیدا کنه. انشاالله!!

کسانی که بعد از بوشهر شروع کردند از جمله همدان، آذربایجان غربی، کرمانشاه و ......همگی جلو افتادند. استاندار آذربایجان غربی۸/۲۷ میلیارد ریال جهت کمک به احداث پارک اختصاص داده و سایر استان ها هم کمک های مشابهی انجام داده اند. انشاالله بوشهر هم عقب نماند

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 18:43  توسط مصلح  | 

مدتی است رویکردی در جامعه در مورد نظام انتصابات مدیران طرح شده است که نقد و بررسی آن خالی از لطف نیست. این روزها و یا مدتی قبل، این گونه استدلال می شد که مدیریت نباید در دست عده ای خاص باشد و با این توجیه به راحتی در شرایط تغییرات سیاسی همه مدیران تغییر می کنند و عده ای تازه کار، کم تجربه  و یا عده ای که مسیر خدمتی مناسبی را طی نکرده اند جایگزین مدیران گذشته می شوند. مدیرانی که خود نیز بر اساس همین استدلال و ساز وکار غلط در گذشته منصوب و به کار گرفته شده اند.

از دیدگاه عده ای تغییرات در تمام سطوح مدیریتی به موازات تغییرات سیاسی منطقی به نظر می رسد. با توجه به اثرات این تفکر نقد آن ضروری است.

به نظرمی رسد این رویکرد ناشی از این طرز تفکر است که مدیریت یک کارکرد حرفه ای و تخصصی نیست که مستلزم دانش و تجربه باشد. به همین دلیل به صرف یک تلاش سیاسی، عده ای می توانند در مشاغل تخصصی و حرفه ای مدیریت منصوب شوند. بر اساس این دیدگاه پست های مدیریتی به مثابه غنایم جنگی است که در رقابت های سیاسی (جنگ!!) به دست می آید و بر اساس آن می توان تلاش افراد در رقابت بین آن ها توزیع ی شود. در واقع پست های مدیریتی به مثابه جبران هزینه فعالیت سیاسی است که پس از رسید به غنایم حاصل از رقابت بین مبارزان توزیع می شود.

در این دیدگاه  تجربه و تخصص نقش تعیین کننده ای در کسب و شرایط احراز برای انتصاب در پست های مدیریتی ندارد و برای دستیابی به پست های مدیریتی تلاش سیاسی در فرایند های انتخاباتی ملاک است و نه چیز دیگر!!

هرچند این رفتار کاملا عمومی شده است، اما  اگر اندکی دقت شود، شیوه برخورد در انتصابات در سازمان های مختلف تا حدی متفاوت است. به عبارتی فاجعه آمیزتر رفتاری است که در قبال مدیریت سازمان های اقتصادی، اجتماعی فرهنگی و سیاسی صورت می گیرد!!!

تصمیم گیری، جابجایی و تغییر در سازمان های غیر فنی به راحتی و بدون هچ معیار تخصصی و تجربی صورت می گیرد. در حالی که در مورد مشاغل مدیریتی فنی (سازمان های حرفه ای) کمتر این گونه استدلال و یا رفتار می شود.یا بهتر بگویم امکان چنین رفتارهایی با این شدت وجود ندارد.  برای انتصاب در این سازمان ها تا حدی هم شرایط احراز تجربی، و هم شرایط احراز حرفه ای و تخصصی رعایت می شود.

آیا تا به حال شنیده اید که فردی غیر از مهندس مخابرات و غیر از مهندس برق در شرکت مخابرات و یا شرکت برق به سمت مدیر عاملی منصوب شود؟

حال سوال اینجا است چرا به همین شیوه در مورد سازمان های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رفتار  نمی شود؟ آیا این نوع سازمان ها حرفه ای نیستند؟ آیا بر این باوریم که هر کسی با هر ویژگی می تواند این نوع سازمان ها را اداره کند؟ آیا شیوه برخورد با این نوع سازمان ها توهین به سازمان و فرد منصوب شده به مدیریت سازمان نیست؟ آیا مدیریت سازمان های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یک کار حرفه ای نیست؟

تفاوت کارکرد در انتصابات این نوع سازمان ها بیش از آن که ناشی از ماهیت حرفه ای و غیرحرفه ای این دو دسته سازمان ها باشد، ناشی از ماهیت فعالیت و میزان محسوس بودن نتایج کار این دو نوع سازمان است.

به عبارتی به محض وقوع یک حادثه در سازمان های فنی که ناشی از ضعف مدیریت باشد، توانایی مدیریتی روشن و امکان ارزیابی مدیر فراهم می گردد و یا کارکردهای این نوع سازمان ها آن قدر استاندارد است که هر گونه انحراف از معیارهای علمی و حرفه ای نتایجی را به دنبال دارد که کار غیر حرفه ای را غیر ممکن می سازد.

اما متاسفانه در سازمان های اجتماعی ، فرهنگی، اقتصادی در عین حال که این فعالیت ها بسیار پیچیده تر از فعالیت های فنی هستتند- زیرا با انسان سرو کار دارد- ولی همه خود را صاحب نظر می دانند. نتایج کارکردها نیز آن قدر مبهم ، بلندمدت، ضمنی و یا غیر قابل اندازه گیری است که به راحتی هر گروهی که منصوب می شود با یک سری معیارها خود را موفق معرفی می کند. آیا تا به حال توانسته ایم هزینه بکارگیری یک جمله ناصواب توسط یک مدیر سایسی را برای جامعه و کشور ارزیابی کنیم؟ آیا تا کنون نوانسته ایم هزینه عدم تخصیص بهینه اعتبارات را در سطوح استانی و یا ملی بسنجیم؟ آیا شاخص های عینی، قابل اندازه گیری و معتبری برای مقایسه مدیران سیاسی، اقتصادی در اختیار داریم؟

برخلاف تصور حاکم بر نظام انتصابات کشور مدیریت سازمان های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی نسبت به سازمان های فنی بسیار پیچیده تر است. بنابراین نظام انتصابات این نوع سازمان ها نیازمند ملاحظات جدی تری از نظر تجربی و حرفه ای است.

برخی نیز ظاهرا بر اساس یک رویکرد عدالت گرایانه، معتقدند که نباید به اصطلاح عده ای خاص مدیریت کنند. پس باید ظاهرا پس از یک دوره مدیریتی گروهی کنار بروند و گروهی دیگر به پست های مدیریتی منصوب شوند و این گونه عدالت اجتماعی تحقق می یابد!!!!

بر اساس این رویکرد و با فرض چند میلیون نفر متقاضی کسب پست های مدیریتی می بایست پست های مدیریتی را بر تعداد افراد تقسیم کرده و مدتی از اشغال هر پست را به یک نفر اختصاص داد تا به این ترتیب عدالت رعایت شود!!!! احتمالا با این شیوه هر ایرانی چند ساعت سهم عادلانه اشغال پست مدیریتی در نظام دولتی را خواهد داشت. بر اساس این دیدگاه یک رییس جمهور چه مدت باید رییس جمهور باشد تا سهم هر ایرانی از پست ریاست جمهوری عادلانه اختصاص یابد. یک وزیر چه مدت باید در پست خود باقی بماند؟

برای ابطال این رویکرد کافی است از مدعیان این رویکرد در شرایطی که به پست های مدیریتی می رسند، پرسید: "چه مدت سهم شما است؟" آیا به چند ساعت سهم هر ایرانی قانع هستند؟ بدون تردید خیر!!! آیا به چهار سال قانع هستند.؟ آیا در این تفکر نشستن چند ساله یک نفر در پست مدیریتی عادلانه است؟!!

با یک بررسی اجمالی روشن می شود که این ادعا صرفا یک شعار برای بهره برداری سیاسی بوده و مثل بسیاری از شعارهای انتخاباتی هرگز قرار نبوده عملیاتی شود!!!!

از رویکرد عدالت گرایانه نیز آنچه که اهمیت دارد فراهم کردن فرصت های عادلانه برای دستیبابی به جایگاه های مدیریتی در جامعه است که آن هم تحقق نمی یابد، مگر با تعریف معیارهای علمی، تخصصی و تجربی در انتصاب مدیران و یا به عبارتی پیاده سازی نظام انتصابات مبتنی بر شایستگی در سازمان های دولتی! به امید آن روز.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 22:13  توسط مصلح  | 

راستی چرا حرف ها وارونه است؟  وقتی خوبی کسی را می گویند، منظورشان بدی است! وقتی از بدی حرف می زنند، منظورشان خوبی است! وقتی می گویند دوستت دارم، با تو دشمنی می کنند! وقتی دشمنی می کنند، تو را دوست دارند!

به راستی چرا دیدگاه ها وارونه است؟ به بالا نگاه می کنند، ولی پایین را می بییند! پایین را می نگرند تا بالا را ببینند! برای دیدن چشمانشان را می بندند! وقتی چشمشان باز است، چیزی نمی بینند!

چرا نیازها وارونه است؟ عده ای به خاطرمعیشت به دنبال آزادی می گردند، و برخی به خاطر آزادی به دنبال پولند!

انگیزه ها هم وارونه است! بعضی به خاطر پول، اعتبار خود را می فروشند، بعضی به خاطر پست، برخی به خاطر هیچ!!! آدمهای سیاسی، اقتصادی و آدم های اقتصادی، در واقع سیاسی اند!!  آدم های ظاهرا علمی ، عامی و آدم های عامی در همه چیز صاحب نظرند!

هدف ها وارونه است! توسعه ملی در اهداف جایی ندارد! رای من از هر هدفی اولویت دار تر است! "خراب کردن" هدف است! "نگذاشتن" هدف است! "حفظ موقعیت خود" مهمترین هدف است!  رانت می کاریم، می خواهیم عدالت بچینیم!! رانت می خوریم ، شعار پس می دهیم!!

کارها هم وارونه واگذار میشه!! کارهای بزرگ به آدم های کوچک و کارهای کوچک به آدم های بزرگ!!

رفتارها نیز وارونه است! با رفتار درست به نتیجه درست نمی رسی! برای این که نتیجه بگیری، باید رفتار نادرست انجام دهی! رفتار نادرست تنها راه موفقیت است! تهمت، تخریب و ریا کاری راهی است برای پیشرفت!!

افکار وارونه است! همه به دنبال پولند، ولی پول بد است، قدرت بد است ولی برای رسیدن و کسب آن به هر کار بد و غیر اخلاقی دست می زنیم! صداقت خوب است، ولی کسی صادق نیست! هر جا به کار آید دروغ می گوییم! همه خود را تمام حقیقت می دانند، حال آن که خود می دانند که باطلند! همه از آگاهی دم می زنند، ولی در اوج بی خبری به سر می برند!

حرکت ها وارونه است! حرکت ها رو به عقب است! زمان به عقب برمی گردد! قدم ها عقب گرد است! همه رفتن ها به دور برگردان ختم می شود!

قیف ها و معیارها وارونه است! همه چیز را با صفر می سنجند و منفی یک از صفر بهتر است!

احساس ها وارونه است! وقتی می خندند، می گریند؛ می گریند، می خندند! دوستی، دشمنی و دشمنی، دوستی است!

حواس هم وارونه عمل می کنند! وقتی بوی خوشی می آید، درست بنگری متعفن است! وقتی چیزی می بینی، وجود ندارد و وقتی وجود دارد، آن را نمی بینی!

وقتی می خواهند چیزی را خراب کنند، از آن دفاع می کنند! وقتی قرار است کسی معروف و محبوب  شود، او را خراب می کنند!

ایثار بی معنی است! خدمت، خنده داره است! صداقت، شوخی است!

دین را هم وارونه شده است!  دین از دل به ظاهر آمده! به جای رفتارها، دین بر سر زبان ها ساری و جاری است! به جای این که انسان ها قربانی دین شوند، دین قربانی انسان ها می شود! آنچه دین نیست، می شود دین! حلال خدا حرام و حرام خدا حلال می شود!

هر که هیچ چیز ندارد ادعا می کند!! بزرگ ترین ادعا ها تو خالی ترین ادعاها است!!

آدم ها، پدیده ها، موضوعات و........ هم چیز وارونه دیده می شود! اگر می خواهی تو را درست ببینند، باید وارونه حرکت کنی، وارونه حرف بزنی، وارونه رفتار کنی، وارونه بخندی، وارونه کار کنی، وارونه فکر کنی!................       پس چاره ای نیست باید وارونه شوی، و یا.........!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 1:8  توسط مصلح  |