|
|
|
|
|
مروری بر کارکردهای نقد نشان می دهد نقد در جامعه در شرایطی دچار نوعی گرفتگی و شوک شدید می شود. هیچ نقد علمی وشایسته ای را نمی توان مشاهده کرد. این بدان معنی نیست که مخالفت و یا اعتراضی نسبت به کارکردها در جامعه وجود ندارد. بلکه واکنش ها صرفا ماهیتی اعتراضی دارد تا انتقادی!
در این میان هر چند کارکردها مورد مخالفت همگان است. اما نقد منطقی و یا علمی در مورد کارکردها صورت نمی گیرد. یا به عبارتی صاحبظران و منتقدان نظری و علمی در چنین میدانی وارد نشده و اظهار نظر نمی کنند. به راستی چرا؟ چرا دوره هایی از زمان ها نقد علمی و کارشناسانه رخت بر می بندد؟!! به نظر نگارنده لازمه یک نقد علمی و تیوریک داشتن یک حداقل شایستگی است. بعضی وقت ها کارکردها این قدر سخیف کوچک و بی ارزشند که حتی شایستگی نقدپذیری هم ندارند. برای مثال آیا کسی حاضر است به پای به اصطلاح نقد یک "فیلم فارسی" بنشیند. نقد کند و یا نقد آن را بشنود!!! بدون تردید نه. یک منتقد کی یک نقد برایش ارزشمند است و انگیزه مشارکت در آن را دارد؟ هرچه آن کار و یا محصول ارزشمندتر باشد از دید منتقدین شایستگی های بیشتری برای نقد دارد و امکان یادگیری بیشتری در آن نقد وجود خواهد داشت. هرچه کار سخیف تر کوچک تر و بی ارزش تر باشد انگیزه مشارکت برای نقد چنین کاری کمتر خواهد بود!!! دلایل دیگری هم در این زمینه وجو دارد که انشالله در آینده به آن اشاره خواهد شد. مایلم نظرات خوانندگان محترم هم در این زمینه بدانم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 13:54 توسط مصلح
|
|
||
|
|
|
|
|
فرایند یادگیری، سه لایه دانش، نگرش و رفتار را در بر می گیرد. به عبارتی غایت یادگیری تغییر رفتار است و لازمه تغییر رفتار تغییر در دانش و نگرش انسان ها است. با فرض این که رسالت موسات آموزش عالی و دانشگاه ها اجرای فرایند یادگیری است، لازمه موفقیت این گونه موسسات این است که ضمن توجه به هر سه لایه در فرایند یادگیری درجه اهمیت هر یک از آنها را تعیین نموده و بر اساس آن نظام آموزشی خود را طراحی و اجرا نمایند. مطالعه ای که توسط دانشگاه هاروارد در مورد عامل تعیین کننده دستیابی به فرصت شغلی و یا ارتقا سازمانی انجام شده است، گویای این واقعیت است که موفقیت دانش آموختگان دانشگاهی در کسب شغل و یا ارتقا سازمانی به میزان 85% تحت تاثیر نگرش دانش آموختگان و تنها 15% تحت تاثیر دانش دانش آموختگان بوده است. از سویی مرور اجمالی عملکرد دانشگاه ها و نتایج مطالعه مورد نظر گویای این واقعیت است که 100% توان و ظرفیت دانشگاه ها معطوف به تامین دانش بوده است. به عبارتی عاملی که تنها 15% در موفقیت افراد تعیین کننده است صد در صد توان دانشگاه ها را به خود اختصاص داده و متغیری که به میزان 85% بر میزان موفقیت افراد تاثیر دارد نادیده گرفته شده است. در این دیدگاه اعتقاد بر این است که پایه اساسی موفقیت و پیشرفت انسان ها و جوامع نوع نگرش های آنان است و نگرش درست سایر دست آوردها و نتایج، از جمله دانش را به دنبال خواهد داشت. این دیدگاه به دنبال کم اهمیت نشان دادن دانش در دنیای امروزی نیست؛ بلکه معتقد است دانش هم از نظر شکل گیری و تولید و هم از نظر بکارگیری تحت تاثیر نگرش ها است. نگرش های درست، تولید و بکارگیری موثر دانش را به همراه دارد و نبود نگرش های درست هم در تولید و هم در بکارگیری دانش را دچار اختلال می کند. به عبارتی بزرگترین وجه تمایز دانشمندانی که در جوامع تربیت شده اند و تحولات اساسی را در فرایند تمدن بشریت ایجاد کرده اند با سایر انسان ها تمایز در نگرش است و نه هیچ چیز دیگر! می گویند فردی بلایس پاسکال[1] فیلسوف مشهور فرانسوی را می بیند و می گوید: "اگر من مغز تورا داشتم، انسان بهتری بودم". پاسکال پاسخ می دهد: "آدم بهتری باش، مغز مرا خواهی داشت." امروزه شعار "دانش قدرت است[2]" به شعار "خرد قدرت است[3]" تبدیل شده است. دانش قدرت بالقوه و خرد قدرت بالفعل است. چه تفاوتی میان فردی که می داند و عمل نمی کند و فردی که نمی داند وجود دارد؟ بدون تردید هیچ تفاوتی! و آنچه بین افراد تفاوت ایجاد می کند، طرز تفکر و نگرش آنها است. بنابر این آنچه امروزه در نظام های آموزشی از اهمیت بالایی برخوردار است، "یادگیری یادگیری است"[4] یاد بگیریم که چگونه یاد بگیریم. یادگیری اندیشیدن است. به همین ترتیب نظام آموزشی متکی بر آموزش[5] صرف می بایست به نظام های آموزش و پرورش[6] تبدیل شوند[7]. بنابراین دانشگاه ها در کنار توجه به دانش و درک درست آن در دنیای امروز می بایست به نگرش ها هم توجه داشته باشند. فرایند یادگیری سازنده این است که اندیشیدن را بیاموزد و نه اندیشه ها را. امروزه جامعه بیش از هر چیز به خرد نیاز دارد و می بایست از طریق کارکردهای مختلف به توسعه آن پرداخت. وجود یک بستر آزاد اندیشه ورزی به منظور تامین مشارکت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در چارچوب نهادها و بسترهای ساختاری رسمی و غیر رسمی، خوابگاه ها، فعالیت های فوق برنامه، فعالیت های ورزشی، در کنار سیستم آموزش رسمی از ساز و کارهایی هستند که می توانند و یا باید این نقش را در فرایند یادگیری و آموزش ایفا نمایند. [1] .Blaise Pascal [2] ."knowledge is power" [3] . "Wisdom is power" [4] . Learn to lean [5] . Training [6] . Education [7] . البته اجرای درست این رویکرد نیز خود مستلزم حاکمیت اندیشه درست و وجود نگرش های سازنده و متناسب با این بستر است نوع برداشت ها و سیاست های موجود در حوزه پرورش با چالش ها و مشکلاتی مواجه است که مفهوم آن هم برای سیاست گذاران و هم ذینفعان ممکن است با سوء برداشت همراه باشد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 21:8 توسط مصلح
|
|
||
|
|
|
|
|
بر اساس داده های موجود ارزیابی مناسبی از جایگاه توسعه استان ها وجود ندارد. بیشتر رتبه بندی هایی که در اختیار است مربوط به سال های گذشته است و داده های سال های اخیر عمدتا به صورت برآوردی و بر اساس داده های سال 1375 ارایه شده است. هرچند داده های جدیدی هم اگر تولید شده باشد، مطالعه جدیدی در خصوص رتبه بندی استان ها صورت نگرفته است و یا حد اقل اینجانب ندیده ام. بر اساس رتبه بندی موجود استان بوشهر یکی از 8 استان توسعه نیافته کشور است.
در روز شنبه مورخ 4/9/1385 سفری به شیراز داشتم و ضمن سفر سری هم به دوستان و همکاران دانشگاه شیراز زدم. فرصتی پیش آمد تا دوست خوبم آقای دکتر محمدی رییس بخش مدیریت دانشگاه شیراز را ببینم و با هم صحبتی داشته باشیم. ضمن صحبت ایشان به تغییرات اساسی و سطح توسعه یافتگی بوشهر اشاره ای داشت و اظهار داشتند که بوشهر از نظر شاخص های توسعه به وضعیت بسیارخوبی دست یافته است. بعد از پرس و جو و بحث بیشتر روشن شد ایشان مطالعه ای را در مورد رتبه بندی توسعه یافتگی استان های کشور انجام داده است. در این مطالعه از شاخص هایی مانند: نرخ بیکاری، نرخ باسوادی، شاخص امید به زندگی و چند معیار دیگر استفاده شده است. داده های گردآوری شده مربوط به سال 1383 بود و بر اساس داده های این سال استان بوشهر در میان استان های کشور رتبه سوم را کسب کرده و از نظر شاخص کارایی نیز بوشهر رتبه اول را کسب کرده است. بر اساس نتایج این مطالعه دیگر می توان بوشهر را به عنوان یک استان توسعه یافته شناخت و این خود نوید بخش چشم انداز وضعیت اقتصادی مطلوب استان در شرایط بعد از تمدن عظیم صنعتی عسلویه است. انشالله که چنین باشد. چون مفاله هنوز منتشر نشده امکان ارایه کامل اطلاعات نیست . تحلیل و ارایه اطلاعات تکمیلی مستلزم چاپ مقاله است. انشالله در آینده بتوان اطالعات تکمیلی بیشتری ارایه دهم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 9:42 توسط مصلح
|
|
||